تبليغاتX
روابط عاشقانه دختر و پسرها
دوست پسر و دختر بازی
پست های فشار قوی ( گزارش کار کار آموزی)
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 20:55  توسط سیا   | 

از اینکه خیلی وقت آپ نکردم شرمنده

 

پوشش:

(یا ایها النبی قل لازوجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلبیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما)

ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو: «جلبابها[=روسری‌های بلند] خود را بر خویش فرو افکنند، این کار برای این که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است؛ (و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آن‌ها سرزده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.

زمانی که زنان مسمان برای اقامه نماز جماعت پشت سرپیامبراکرم(ص) به مسجد می‌رفتند هنگام برگشت از مسجد، بعضی از جوانان هرزه و اوباش برسر راه آن‌ها می‌نشستند و با مزاح و سخنان ناروا آن‌ها را آزار می‌دادند و مزاحم آنان می‌شدند. آیه فوق نازل شد و به آن‌ها دستور داد حجاب خود را کامل رعایت کنند تا به خوبی شناخته شوند و کسی بهانه مزاحمت پیدا نکند.

در این که منظور از (جلباب) در آیه چیست مفسران و ارباب لغت چند معنی ذکر کرده‌اند:

الف- چادر و پارچه بزرگی که از روسری بلندتر است و سرو گردن و سینه‌ها را می‌پوشاند.

ب- روسری

ج- پیراهن گشاد

گرچه این معانی با هم متفاوت هستند ولی قدر مشترک همه آن‌ها این است که بدن را به وسیله آن بپوشاند/.

 

نکته‌ها:

1-         حکم پوشش زنان از احکام اولیه اسلام بوده است زیرا در این آیه توصیه به حجاب کامل شده است. در حقیقت این آیه با بدحجابی مبارزه کرده است.

2-         در مبارزه با مفاسد اجتماعی، ربرهان مذهبی و شخصیتهای فرهنگی جامعه باید در صف اول مبارزه باشند زیرا جامعه به رفتار آنان بعنوان الگو نگاه می‌کند. در این آیه ابتدا همسران پیامبراکرم سپس دختران او و بعد زنان باایمان مورد خطاب قرار گرفته‌اند.

3-         پوشش زنان در جامعه مانعی برای فعالیت‌های اجتماعی آنان نیست و محدودیتی ایجاد نمی‌کند بلکه برای زن، حجاب مصونیت است و او را اذیت و مزاحمت افراد پلید حفظ می‌کند و جامعه را از آلودگی جنسی محافظت می‌نماید و لذا، این آیه نمی‌گوید زنان وارد اجتماع نشوند بلکه می‌گوید با حجاب کامل در عرصه‌های گوناگون جامعه از برکات آنان بهر‌مند شود ولی اگر حضور آنان بدون رعایت حجاب باشد حضور آنان نه تنها فایده‌ای نخواهد داشت بلکه زمینه انحطاط و سقوط فرهنگی و انسانی را بوجود می‌آورد.

4-         در مبارزه با مفاسد اجتماعی ابتدا باید مسلمانان و مومنان دستورات رعی را رعایت کنند که بهانه‌ای بدست فاسدان ندهند سپس باید براساس اصول تربیتی به سراغ فاسدان رفت.

(و قل للمومنت یغضضن من ابصرهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منعها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لایبدین زینتهن الا لبیولتهن او ابائهن او اباء بعولتنه او ابنائهن او ابنا بعولتهن او اخوتهن او اوخنهن او بنی اخونهن او بنی اخوتهن او نسائهن او ما ملکت ایمنهن او التبعین غیر اولی الاربه من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورت النساء و لا یضربن بالرجلهین لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جنمیعا ایه المؤمنون لعلکم تفلحون)

و به آنان که با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس‌آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را برسینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پسرانشان، و یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم‌کیششان، یا بردگانشان[=کنیزانشان]، یا افراد سفیه که تمایلی به زن ندارند، یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند؛ و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صدای خلخال که بر پا دارند به کوش رسد). و همگی بسوی خدا بازگردید ای مؤمنان، تا رستگار شوید!

 

به علت طولانی بودن این پست میتونید ادامشو تو قسمت ادامه مطلب ببینید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:54  توسط سیا   | 

این شعر رو میزارم با اینکه خیلی زیاده ولی چون خودم دوسش دارم و امیدوارم که شما هم خوشتون بیاد

 

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم 

 

در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد

باغ صد خاطره خنديد

عطر صد خاطره پيچيد

 

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم

پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم

تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت

من همه محو تماشاي نگاهت

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فرو ريخته در آب

شاخه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

يادم آيد : تو به من گفتي :

از اين عشق حذر كن!

لحظه اي چند بر اين آب نظر كن

آب ، آئينه عشق گذران است

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است

باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

 

با تو گفتم :‌

"حذر از عشق؟

ندانم!

سفر از پيش تو؟‌

هرگز نتوانم!

روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد

چون كبوتر لب بام تو نشستم،

تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"

باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!

 

اشكي ازشاخه فرو ريخت

مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!

اشك در چشم تو لرزيد

ماه بر عشق تو خنديد،

يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم

نگسستم ، نرميدم

 

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده  خبر هم

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!

بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

 

                                                                                               فریدون مشیری

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 1:50  توسط سیا   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 6:40  توسط سیا   | 

جان باختن زن خودنما در دام یک توطئه تجاوز

مرد جوانی با حالت نگرانی به گونه‌ای که کنترل خود را از دست داده بود به نیروی انتظامی مراجعه و اظهار داشت همسرم به طرز فجیعی در منزل کشته شده است. مامورین سریع در محل حادثه حاضر و مشاهده نمودند خانمی در حالی که لباس‌هایش پاره‌پاره شده با ضربات کارد از پا درآمده است. تحقیقات از همسایگان و شوهر وی و هم چنین اثربرداری آغاز شد، نهایتاً مامورین متوجه شدند که از مدت‌ها قبل توسط یکی از جوانان محل برای این زن-مقتول- مزاحمت‌هایی صورت می‌گرفته است.

در این خصوص پس از بررسی‌های غیرمحسوس مامورین، جوان مذکور را به عنوان مظنون بازداشت و تحت بازجویی قرار داده که وی پس از دروغ‌گویی‌های مکرر تسلیم شده و با گریه و زاری و استمداد از مأمورین جهت کمک، پرده از روی حقیقت بر می‌دارد و اظهار می‌دارد:

ماجرا از آن جا آغاز گردید که این زن از لحاظ ظاهری با وضع نامناسبی در محل رفت و آمد می‌نمود که من با مشاهدة او تحریک شده و چندین بار سر راه او حاضر و قصد برقراری ارتباط با وی داشتم که با محالفت شدید او روبه‌رو می‌شدم و در نهایت یک روز که شوهرش از منزل خارج گردید من از دیوار وارد منزل شده و قصد انجام عمل منافی عفت داشتم که وی مقاومت نموده و با من درگیر شد.

در آن لحظه که به هیچ چیز جز دسترسی به او فکر نمی‌کردم وقتی با این وضعیت مواجه شدم لحظه‌ای حالت جنون به من دست داد، لذا داخل آشپزخانه شده و کاردی برداشتم و او را با چند ضربه از پای درآوردم.

سخن آموزندة زلیخا

قرآن کریم جهت پرورش و تربیت پیروان خود، به نمونه‌های گوناگونی در این خصوص تصریح می‌فرماید؛ از جمله این که: برادران یوسف از روی حسد و به هدف از بین بردن محبوبیت یوسف خردسال نزد پدر و افزایش محبوبیت خویش توطئه کرده و او را از دامن پرمهر پدر خارج و در دل چاه افکندند.

اما خداوند روی پاکی دل و جمال باطن یوسف، مشیت و اراده‌اش تعلق گرفته که او را عزیز و محبوب دل‌های مردم حتی کاخ‌نشینان گرداند؛ از این رو به وسیلة همان نقشه سوء، زمینه عزت و عظمت و محبوبیت وی را فراهم ساخت، او را در یکی از قصرهای سلطنتی و سرشار از نعمت‌ها جا داده و عزیز و محبوب اهل قصر نمود.

گرچه زندگی رؤیایی قصرنشینان روح پاک او را آزرده می‌ساخت اما وی که راضی به قضا و قدر الهی بود، همواره در این فصل از زندگی جدیدش مشغول خودسازی و تهذیب نفس بود تا این که قدم نهادن به سن بلوغ و نوجوانی، از جهت صورت و سیرت آراسته‌تر و کامل‌تر گشت؛ به گونه‌ای که برای بانوی کاخ هیجان‌انگیز و دلرباتر گردید. وی که اسیر پرستش و اطاعت بت نفس بود و دلش بهره‌ای از ایمان به خداوند و محبت او و ترس از عذاب قبر و قیامت نداشت، لذا آن نقشه غیرعفیفانه را طرح کرد و دامی برای یوسف گسترانید که با احساس حضور یوسف در پیشگاه الهی و پناهندکی دامن لطف او، این توطئه غیرانسانی نافرجام ماند.

همسر عزیز مصر که در عشق حیوانی شکست خورده و آبرو و حیثیت خود را در معرض خطر می‌دید و از طرفی حس انتقام‌جویی وی شعله‌ور شده بود، اقدام به مکر دیگری کرد و با قیافه به جانبی، یوسف عفیف را نزد همسر خویش مجرم و گنه‌کار و خود را بی‌گناه و پاک جلوه داد تا از عذاب رسوایی و عواقب زیبانبار آن در امان باشد، هر چند موجب بدنامی و ذلت معشوق خویش گردد.

اما افراد با معرفت و ایمان که جز به خداوند اعتماد و توکل ندارند، هیچ گاه از مرز حقیقت و صداقت پا بیرون ننهاده و در این راه از هیچ چیز و کسی جز خدای سبحان پروا ندارند، لذا یوسف با آن چهره نورانیش با کمال شهامت و صداقت، پرده از روی حقیقت برداشت و لطف ویژة الهی که همواره شامل حال عفیفان و پرهیزکاران می‌شود نیز مشمول او گشت و بانوی کاخ را رسوا ساخت؛ به گونه‌ای که عزیز مصر یک سخن تاریخی برای همه عصرها گفت تا هشداری برای تمام زنان هوسباز و پند و عبرتی برای عبرت‌جویان باشد:

این از نیرنگ شما زنان است که به راستی نیرنگ شما زنان بوالهواس بزرگ است.

بدین ترتیب یوسف قهرمان عفت و تقوا از آن امتحان بسیار سخت و سفید روسفید بیرون آمد در حالی که خداوند شکور او را عزیزتر کرده و علم تعبیرخواب را به عنوان پاداش دنیوی به او آموخت.

از آن جا که این گونه رازها خصوصاً در میان قصرنشینان پنهان نمی‌ماند، سرانجام از درون قصر به بیرون رفته و به گوش زنان اعیان شهر و قصرنشین رسید و زبان به ملامت گشودند؛

؛ به همین جهت همسر عزیز مصر ضیافتی با حضور آنان تشکیل داد و ضمن موجب نشان دادن دلباختگی خود به بردة کنعانی-یوسف- با زنان سلطنتی هم‌دست شده و برای تسلیم ساختن یوسف با تمسک به اهرم‌های ترغیب و تشویق، ملامت و سرزنش، فشار و تهدید به زندان و تبدیل عزت او به خواری، دام خطراکی را سر راهش نهادند.

اما وی که قلبش مملو از معرفت و ایمان و عشق به معبود بی‌همتا بود، با تضرع به پیشگاه خداوندو دراز کردن دست استمداد به درگاه او گفت: پروردگارا زندان نزد من محبوبتر است از آن چه زنان مرا بدان می‌خوانند و اگر نیرنگ آنها را از من دور نکنی، به آنها متمایل گشته و از جاهلان می‌گردم.

یعنی حاضر به رفتن زندان و تحمل مشکلات و سختی‌های آ ن هستم، اما هرگز تن به ذلت اسارت هوس و شهوت، جهل و بی‌خردی نمی‌دهم. زندان گرچه جسم و سختی بدن است، اما چون مایة حفظ ‌آزادی روح و بهداشت جسم و روان و خشنودی و تقرب الهی است لذت بخش می‌باشد. ضمن این که محیط خلوتی برای عبادت و فراغت بیشتر برای تهذیب و موقعیت مناسبی برای ارشاد و هدایت مجرمان زندانی خواهد بود. قرآن مجید می‌فرماید:

پروردگارش دعای او را مستجاب نمود و مکر زنان را از او برگردانید، چرا که او شنوا و داناست- و به درخواست دعا کننده واقعی ترتیب اثر می‌دهد.

آری عشقی که راستین نبوده و از هوس و خودخواهی باشد عاشق غافل را وامی دارد که در شرایط بحرانی و هنگام عمل نکردن معشوق بر وفق مراد وی، او را با حربة دروغ و تهمت، بدنام و به سیاه چال زندان بیندازد و این موضوع و نظایرش در همه عشق‌های دروغین ناشی از دل باختگی در برابر جاذبه‌های زودگذر ظاهری و خودباختگی در مقابل امور شهوانی، وجود دارد و این حقیقتی است برای کسانی که از عبر‌ت‌ها درس می‌آموزند.

از آن جا که سنت ثابت و همیشگی مدیر و مدبر هستی برآن است که بندگان پاک خود را در توطئه‌های بداندیشان که در عین حال آزمایش‌های الهی است، پرورش داده و به کمالات انسانی و معنوی برساند و از سوی دیگر نقشه‌های خائنانه را به مرور زمان بر ضد خود معاندان به ثمر نشاند، هرچند برهه‌ای از زمان به حسب ظاهر موفق جلوه کنند، از این رو پس از توفق چندین ساله یوسف پاکدامن درزندان و صلابت و رشد بیشتر روحی او در سایة عبادت و تهذیب نفس و تحمل سختی‌ها و رسیدن به بلندای مقام انسانیت، زمینة وصول به مقام شامخ نبوت برای وی فراهم گردید.

برهمین اساس خداوند قادر او را در پرتو القای یک رؤیای صادقانه درخواب پادشاه و تعبیر کردن یوسف، از زندان خارج کرد؛ در حالی که نعمت با عظمت علم و حکمت، رسالت و پیامبری را به او عطا نمود و پس از اعتراف زنان مصری و بانوی کاخ به پاکی و عظمت یوسف، او را به پست خزانه‌داری و سپس فرمان‌روایی و پادشاهی مصر رسانید، آن چنان پادشاهی که نظیری نداشته و تا به حال نیز تحقق نیافته است.

پس هرگز خورشید حق و حقیقت برای همیشه در پس ابر تیرة باطل پنهان نخواهد ماند بلکه با پایان یافتن امتحان الهی، ابر تیره کنار رفته و رخ تابناک حق‌جویان آشکار می‌گردد.

بدین ترتیب حضرت یوسف در پرتو عفاف و بندگی خداوند و رهایی از بردگی نفس، در آسمان و زمین عزیزتر و محبوب‌تر گشت و نام مبارکش در تاریخ و قرآن به عظمت ثبت شده

و از وی به عنوان قهرمان عفت وانسانیت والگوی پاکی وبندگی یاد شده است. این است عاقبت تقوا و خویشتن‌داری در برابر گناهان و شهوات (والعاقبه للمتقیم).

در مقابل، بانوی قصر را در اثر اسارت نفس و تسلیم در برابر تندباد هوس به یک زن ذلیل و بدبخت تبدیل کرد. او که درنقشه‌ها و کردارهای ناهنجار و عشق هوس‌آلود خویش گرفتار بدترین شکست‌ها شده و بزرگ‌ترین ضربه‌ها به شخصیت افسانه‌ای و زندگی رؤیایی وی وارد کرده بود، اما سرانجام این شکست‌ها موجب تنبیه و بیداری او شد و با یک احساس گناه و شرمسازی توام با ندامت و پشیمانی، به درگاه ربوبی توبه نمود.

از این رو، هنگامی که همسرش مرده و خود نیز محتاج و نیازمند شده بود، به سوی حضرت یوسف رفت و با مشاهده جاه و عظمت او، از عمق جان بدو گفت:

الحمدلله الذی جعل العبید ملوکا بطاعته و جعل الملوک عبیدالمعصیته؛ حمد و ستایش خدای را که بردگان را به خاطر اطاعت فرمانش ملوک ساخت و ملوک را به دلیل نافرمانی و معصیت برده گردانید.

حضرت پرسید: حاجت تو چیست؟ گفت: از خداوند بخواه که جوانی مرا برگرداند یوسف بزرگوار نیز دعا کرد و مستجاب شد، آن‌گاه با او ازدواج کرد در حالی که وی دوشیزه بود.

آری آن عواقب زیان بار گناه و نافرمانی حق و این نتایج سودمند توبه و بازگشت به رحمت حق. و این پند برای کسی که بخواهد عبرت بگیرد کافی است.

قرآن کریم پس از بیان برکات ارزنده اطاعت و محبت خداوند و زیباسازی باطن و تسلط برغریزة جنسی و تمایلات نفسانی، و پاداش‌ها و مقام منیعی که در این راستا متوجه حضرت یوسف(ع) گشت، به جهت این که توهم نشود اینها اختصاص به او داشته، می‌فرماید:

(وکذلک نجزی المحسنین)؛ ما این گونه همه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم.

و باز می‌فرماید:

(نصیب برحمتنا من نشاء و لا نضیع اجر المحسنین)* و لاجر الاخره خیر للذین امنوا و کانوا یتقون)؛ ما رحمت ویژه خود را به هر کس بخواهیم- و او را لایق و شایسته بیدانیم- می‌بخشیم و پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌کنیم، اما پاداش آخرت برای کسانی که ایمان آورده و باتقوا و پارسا باشند بهتر است.

مواهبی که اصلاً قابل مقایسه با نعمت‌های این جهان نیست و به فرمودة پرودگار عالم:

(فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین جزاء بما کانوا یعملون)؛ هیچ کس نمی‌داند که چه پاداش‌های مهمی که مایة خنک شدن و روشنی‌بخش چشم‌هاست برای آنها نهفته شده، این جزای اعمالی است که انجام می‌دادند.

اما متاسفانه بیشتر مردم از این حقیقت بی‌خبر و غافلند با این که خداوند متعال آن را مکرر با تعبیرهای مختلف گوشزد فرموده از جمله:

(من یتق الله یجعلب له مخرجا* و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه...)؛ هرکس از خدا پروا کند، برای او راه بیرون شدن [از هر دشواری و اندوهی] پدید آرد. و او را از جایی که گمان ندارد، روزی می‌دهد و هر که برخدا توکل کند، خدا او را بسنده است.

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 6:37  توسط سیا   | 

فلسفه و راز حجاب زن در نماز

یکی از شرایط صحت نماز بانوان رعایت پوشش و حجاب مناسب است. خدایی که به همه چیز انسان حتی نیات و درون او بینا و آگاه است، چه نیازی است که زن در برابر او کاملاً پوشیده و محجبه باشد؟

آیا می‌توان کفت خداوند به زنان نامحرم است اما بیگانگان و مردان جامعه به آنان محرمند، این سوالی است که تاکنون بی‌پاسخ مانده و هنوز بانوان مسلمانی که مدهای بدحجابی و خودنمایی را نشانه رشد و شخصیت خود می‌پندارند، نتوانسته‌اند یک جواب منطقی و به دور از خودفریبی برای آن بیابند که بتوانند کیفیت پوشش و نمایش خود را با آن توجیه و تصحیح نمایند!

از مقدمه‌ای که بیان شد روشن می‌شود که پوشش و حجاب عفیفانة زن در نماز نیز فلسفه و راز حکیمانه و حیایت و سرنوشت‌ساز ادارد، که با اندکی تامل روشن می‌شود. همانگونه که هر عبادتی از جمله نماز، تعلیم و تمرین است برای انسان که در همه حال به یاد خداوند سبحان و بازگشت به سوی او در آخرت و تزکیه و تربیت خود برای یک زندگی ابدی باشد، حجاب زن درنماز نیز آموزش، تمرین و تذکر پوشش عفیفانة اوست که در غیرنماز هم باید همان پوشش در حال نماز باشد، یعنی همان پوشش مناسب و مقدار حجاب او درنماز، باید درغیرنماز در برابر نامحرم هم رعایت شود، زیرا نماز آموزشگاه مهم‌ترین معارف و نیازهای حیاتی انسان و پرورشگاه ایمان و تقوا و اخلاق انسانی و الهی از جمله عفاف و حجاب است، لذا نماز مظهور حقیقت و سیمای ملکوتی دین اسلام می‌باشد. نماز مرآت و آیینه دین الهی است. خداوند حکیم تمام معارف و قوانین مهم و ریشه‌ای و مسائلی که حیات معنوی و اخلاقی و سعادت دنیوی و اخروی انسان و جامعه را تامین می‌کند، به طور اجمال و کلی در تماز مقرر فرموده است.

بنابراین حکمت و سر این که لباس نازک و بدن‌نما یا پوشیده نبودن بعضی از اندام زن حتی یک تارموی او در نماز، در صورتی که ‌آگاهانه و عمدی باشد، حرام و باطل‌کننده نماز است، این است که بی‌بندوباری و بدحجابی و نپوشاندن بعضی از اندام یا مو از سوی زن دراجتماع و مجالس نامحرمان همچون زمان جاهلیت، حرام می‌باشد که به تدریح مهر باطل به زن می‌زند و اساساً از آن جا که نماز شناسنامة دین و مظهر اسلام است،  لذا همان‌گونه که نمازی که حجاب صحیح در آن رعایت نشود، مورد قبول خداوندمتعال نخواهد بود، زنانی که حجاب صحیح اسلامی را در جامعه رعایت نمی‌کنند، نیز دینشان مورد قبول و رضایت الهی نخواهند بود.

نتیجه این که لزوم پوشش و حجاب کامل زن در نماز بیانگر حقانیت حجاب عفیفانه و وجوب رعایت آن در برابر نامحرمان می‌باشد. بنابراین واقعیت حجاب عفیفانة زن شعار حق‌طلبی و حقیقت‌خواهی است همچنان که فریادی است علیه جاهلیت و خودآرایی و خودنمایی جاهلی. لذا بانوان مسلمانی که حجاب اسلامی را رعایت نمی‌کنند، یا باید قائل شوند که حجاب در نماز واجب نیست و بدون آن نماز بخوانند و یا خداوند سبحان را نامحرم و مردان را محرم خود بدانند! پاسخ آنان در این باره بستگی به میزان معرفت و دیانت و حقیقت‌جویی آنها دارد؛ اگر واقعاً طالب حقیقت باشند، با روشن شدن حقانیت حجاب، باید توبة نصوح کرده و گوهر خود را در صدف ارزشمند حجاب و عفاف حفظ نمایند، در غیراینصورت نمازشان مقبول درگاه خداوند نخواهد بود، چون نشانه قبولی نماز در فرهنگ وحی آن است که انسان را از گناهان و رذیلت‌ها باز دارد.

در روایتی نبی‌گرامی اسلام(ص) می‌فرمایند:

من لم تنهه صلاته عن الفحشاء و المنکر لم یزد من الله الا بعداً؛ کسی که نمازش او را از زشتی‌ها و گناهان باز ندارد، بهره‌ای از نماز- جز دوری از خداوند نبرده است.

البته چنین نمازی از جهت فقهی در صورت وجود شرایط، صحیح است و تکلیف را از انسان ساقط می‌کند، اما نمازی نیست که او را به خداوند سبحان نزدیک کندو از سایر برکاتش نیز بهره‌مند گردد؛ همانگونه که معیار سنجش قبولی و عدم قبولی اعمال دیگر انسان نیز پذیرفته شدن نماز یا عدم پذیرش آن است؛ امام باقر(ع) فرمودند:

ان اول مایحاسب به العبد الصلاه فان قبلت قبل ماسواها؛ اول چیزی که در قیامت از انسان حسابرسی می‌شود، نماز است پس اگر قبول شود بقیة اعمال نیک هم مقبول خواهد شد.

چرا که اهتمام به نماز با آن ویژگی‌هایش نشانة اهتمام به سایر اعمال که از جهت عظمت و فضیلت در رتبةبعد از نماز قرار گرفته‌اند می‌باشد. ضمن این که نماز و تکرار آن در شبانه روز، روح اخلاص که پایه قبولی عمل است- را در انسان زنده می‌کند و همین امر موجب می‌شود که سایر اعمال با خلوص و قصد و تقرب انجام شود.

بنابراین اگر زنان مسلمان، نماز را با توجه به اسرارش، به ویژه سر حجاب در آن، به پا می‌داشتند شاهد عفت‌ورزی بیشتر و رعایت حجاب اسلامی از سوی آنان بودمی و آنها هرگز به خود اجازه نمی‌دادند آن رفتارهای ذلیلانه را مرتکب شوند.

 

خواهرم:

آیا آرایش صورت واندام و نمایش و خودنمایی در برابر نامحرمان با حقیقت و راز شستن صورت و دست‌ها در وضو سازگار است؟

آیا کسی که واقعاً وضو بگیرد و دهان و چشم‌های خود را با آب وضو از گناهان تطهیر و پاک نماید، باز هم به سخنان باطل و حرام و کلام غیرعفیفانه و صحبت نامشروع با نامحرمان و چشم‌چرانی می‌پردازد؟

آیا کسی که با مسح پاها، در حقیقت به خدای خویش عرض می‌کند که هر گناهی با این پا کردن و با آن به مجلس گناه یا نز د دوست نامحرم رفتم، آن را پاک کرده وتوبه می‌نمایم وتوفیق عطا فرما که کوشش من در اعمالی باشد که مورد رضایت تو باشد، باز به طرف گناه می‌رود و عملی انجام می‌دهد که موجب خشم الهی گردد؟ آیا خودنمایی و بدحجابی- که نشانة هواپرستی است- با گفتن (ایاک نعبد)؛ خدایا تنها تو را می‌پرستم، منافات ندارد؟ آیا طلب هدایت از خداوند در نماز با فاصله گرفتن از لباس عفاف و حیا-پوشش و حجاب دینی- که انحراف و فاجعه بزرگ بوده و از روش‌های انحرافی دنیای مادی غرب و غرب‌زدگان است، رفتاری دوگانه و تناقض‌آمیز نیست؟

آیا از یک سو از خداوند بخواهیم که ما را در مسیر اسوه‌های آسمانی و الگوهای عالی انسانی هدایت نموده و سنت و سیرة معنوی، اخلاقی و عملی آنها را سرمشق زندگی ما  قرار دهد، و از سوی دیگر، در پوشش و رفتار خود از الگوهای کاذب و ساختگی و گمراه کننده تبعیت و پیروی کنیم؛ چگونه این دو قابل جمع است؟ و آیا منجیان بزرخ و شفیعان قیامت که همة ما امید شفاعت آنها را داریم، آن اسوه‌های راستین هستند یا این الگوهای دروغین؟

این است دلیل و نشانه‌های حق بودن حجاب عفیفانه اسلامی، اما غیر آن به فرموده خدای سبحان چیزی جز ضلالت نیست: (فماذا بعد الحق الا الضلال). حال خود دانید، حسم یا سوء انتخاب شما دراین زمینه روشنگر شخصیت فکری و اخلاقی و ایمانی و میزان رشد عقلی و روحی شما می‌باشد.

اکنون زمان آن فرا رسیده که جامعة زنان عظمت و شرافت خود را دریافند و حرمت خدای خویش را پاس دارند و به عزت حق تعالی سرافرازی جویند و به قدرت و قوت او توانمند شوند و به جمال و جلال بی‌انتهای او محبوبیت و شکوه پیدا کنند، تا هر روزشان بهتر از دیروز و آخرتشان برتر از دنیایشان باشد؛ این همان راز فرزانگی در این عالم، و رستگاری در آن سراست.

 

خداوندا!

معرفت خود و آیین سعادت بخش خویش را به ما ارزانی فرما و لذت و حلاوت مناجاتت را به ما بچشان و ما را از نمازگزاران راستین و احیاکنندگان ارزش‌های دین خود مقرر بفرما و قلب مبارک ولی عصر، حضرت حجه بن‌الحسن العسکری(عج) را از ما راضی و خشنود بگردان، و این نوشتار را که از توفیقات و فضل و رحمت واسعة تو سرچشمه گرفته-قبول بفرما.

 

 

بهترین و بدترین زنان

رسول خدا(ص) فرمودند:

«خیرنسائکم الولود الودود الموسیه المواتیه اذا اتقین الله، و شر نسائکم المتبرجات المتخیللات و هن المنافقات لایدخل الجنه منهن الا مثل الغربا الاعصم».

یعنی بهترین زنان شما، زنانی هستند که بچه‌آور، مهربان، غمخوار شوهر و مطیع او. این گروه بهترین زنان هستند، به شرط این که تقوا داشته باشند.

و بدترین زنان، زنانی هستند که برای اشخاصی غیر از شوهر خود آرایش می‌کنند و در برابر شوهر متکبر و خودخواه هستند. این گروه از زنان منافق هستند حتی به اندازة کلاغی که خط سفید به گردن دارد، به بهشت نمی‌روند. (کنایه از اینکه این گروه به زودی به بهشت راه نمی‌یابند)

زن دیندار و باتقوا و شایسته، زنی است که برای شوهرش آرایش کند و در برابر او متواضع و خدمتگزار و در برابر مردنامحرم پوشیده و باوقار باشد، و از هرگونه حرکات زننده و پوشیدن لباسهای تحریک‌آمیز خودداری کند.

در مقابل، زنی که برای شوهرش آرایش نمی‌کند و خودخواه و متکبر است و در برابر نامحرمان زینت و عشوه‌گری می‌نماید و خود را متواضع نشان می‌دهد، این زن دورو مانند منافقین است. زیرا در ظاهر دوست و در حقیقت دشمن می‌باشد. از این نوع زنان بسیار کم به بهشت می‌روند، مگر آنکه توبه از ته دل کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 0:44  توسط سیا   | 

- «نظر خانم ساچیکو موراتا» از ژاپن

وی اهل هوکائیوی ژاپن است که بعد از خاتمة تحصیلات به دانشکدة حقوق دانشگاه چلیا در رشتة حقوق قضایی راه یافت و موفق به دریافت مدرک لیسانس شد و بعد از آن، برای تحقیق در زمینة فقه اسلامی به ویژه فقه جعفری به ایران آمد و در دانشگاه الهیات و معارف اسلامی به اخذ دکترای الهیات نایل گردید. وی با اینکه با زبان عربی و فارسی آشنایی نداشت، در اثر جدیت با این دو زبان هم آشنا شد تا توانست دکتاری الهیات را کسب نماید.

ایشان بودایی مذهب و همسرش مسیحی است و احتمالاً بعد از انقلاب اسلامی مسلمان شده است. وی در مصاحبه‌ای به سوالات بسیاری پاسخ داد که ما دو سوال آن را در اینجا می‌آوریم.

خبرنگار: بنظر شما حجاب یعنی چه؟ شما محجوبه بودن خانمها را ترجیح می‌دهید یا مکشوفه بودن را؟

«خانم ساچیکو مورآتا: حتما محجوبه بودن را ترجیح می‌دهم و حد معقول پوشش را می‌پسندم، زیرا لطف زن به محجوبه بودن اوست. اصولاً طبع هر انسانی طالب کشف تنوع‌هاست. وقتی زنان به شکل امروزی مکشوفه باشند، چیزی برای جلب توجه مرد باقی نمی‌گذارند.

هر چیز با اهمیتی وقتی چندین بار رویاروی قرار گیرد، اهمیت خود را از دست می‌دهد و این موضوع در تحکیم روابط زناشویی نقش بسیار مهم و موثری دارد. در مغرب زمین که زنها قیود را گسسته‌اند و انواع لباسهای کوتاه و زننده می‌پوشند، روابط زناشویی آنان از کمترین استحکامی برخودار نیست.

خبرنگار: وضع زنان ایران درچه پایه‌ای قابل قیاس با زنان ژاپن است؟

- زنهای ژاپنی در هر موقعیت تحصیلی که باشند کار در خانه را ترجیح می‌دهند. فرزندانشان را خود تربیت می‌کنند وبرای مردان خود نیز احترام فوق‌العاده‌ای قائل هستند. اصولاً حفظ و سلامت بزرگترها، یکی از وظایف اخلاقی مردم ژاپن است و این مولود تعلیمات مذهبی است که بازهم در ژاپن از مقام و موقعیت خاص برخوردار است.

 

2- خانم گاندی می‌گوید:

«ای زنان! اگر آرایش کردن شما تنها به منظور جلب شهوت مرد است، از این کار خودداری کنید و زیربار چنین خفت و خواری نروید.»

 

3- نظر آلفرد هیچکاک:

«هیچکاک» فیلمساز مشهوری است. وی می‌گوید: «من معتقدم که زن هم باید مثل فیلمی پرهیجان باشد. بدین معنی که ماهیت خود را کمتر نشان دهد و برای کشف خود، مرد را به نیروی تخیل و تصور زیادتری وادارد. باید زنان پیوسته برهمین شیوه رفتار کنند. یعنی کمتر ماهیت خود را معرض نمایش قرار دهند نشان دهند و بگذارند مرد برای کشف آنها بیشتر به خود زحمت بدهد. زنان شرقی تا چند سال پیش به خاطر حجاب و نقاب و روی بندی که به کار می‌بردند خود به خود جذاب می‌نمودند و همین مساله، جاذبة نیرومندی بدانها می‌داد. اما بتدریج باتلاشی که زنان این کشورها برای برابری با زنان غربی از خود نشان می‌دهند؛ حجاب و پوششی که دیروز بر زن شرقی کشیده شده بود، از میان می‌رود و همراه آن از جاذبة جنسی او هم کاسته می‌شود».

 

4- برتراند راسل می‌گوید:

« از لحاظ هنر، مایه تاسف است که بآسانی به زنان بتوان دست یافت و خیلی بهتر است که وصال زنان دشوار باشد، بدون آنکه غیرممکن گردد.»

بعقيه نظرات رو ميتونيد تو ادامه مطلب بخونيد

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 1:44  توسط سیا   | 

چقدر به حجاب اهميت ميدهيد؟

آيا حجاب خوب است يا بد ؟

به نظر شما حجاب چيست ؟

ممنون ميشم كه به سوالم جواب بدين در پست بعدي كمي در رابطه با حجاب مينوسم يه داستان واقعي از حجاب هم ميزارم منتظر نظراتون هستم.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 12:11  توسط سیا   | 

دزدان عاشقی را از وجودم می ربودند تا دگر محتاج چشمان سیاه او نباشم آن کسی که سالها در دام چشمانش مرا افکنده بود دیدمش عشق را تعارف به یک بیگانه کرد

وقتی که نگاهم به نگاهت خیره میشه دوست دارم زمان بایسته واسه ی همیشه چشمامون ببندیم بریم تا ته رویا اونجایی که هیچوقت گلی پژمرده نمیشه هر چی غم داری از دل نازکت بگیرم اگه اشک از چشات جاری بشه برات بمیرم سر رو شونه هام بذاری و برات بخونم یاد تو و اسم تو باشه ورد زبونم...مهربونم

تا که بوديم نبود کسی کشت مارا غم بی همنفسی تا که رفتيم همه يار شدن خفتيم و همه بيدار شدند

اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است..... اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است...... اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ، به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است .

زمزمه کن ترانه شبهاي بي ستاره رو به آسمون اميد بده يه خورشيد دوباره رو شکستن قلب منو هر کي تونست تجربه کرد اما نمي تونه کسي بگيره از دلم تو رو اي که تمام زندگيم با اسم تو شروع ميشه يه روز نياد به من بگي، که ديگه از پيشم برو ستاره شبهاي من، نوبت از تو خوندنه بيا که قلب من فقط به خاطر تو مي زنه

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 0:58  توسط سیا   | 

سلام

چند وقتیه میخوام درباره روابط پسر دخترا بنویسم

من خیلی ها رو  میشناسم که با دختری رفیقن از هر کی هم میپرسیم چرا و چه انگیزه ای واسه رفاقت داری میگه میخوام وقتم پر شه ( البته به غیر از اون دسته از کسایی که تعدادشون هم معدود است که میگن قصد ازدواج داریم) خالاصه به خودم دیدم که در این مورد یه وبلاگ آماده کنم ممنون میشم اگه با راهنمایی هاتون منو تو مسیر درست راهنمایی کنین .

کوچیک همه شما  سیا

 

یک داستان آموزنده:

برای مطلب اول میخوام یه داستان واقعی رو براتون بنویسم ممنون میشم اگه تا آخرش بخونین و نظر بدین.

 

 

جسد نیم‌سوختة پیدا شده در پارک جنگلی گلشن متعلق به دختر جوانی است که پس از شکست در عشق دست به خودکشی زده است.

ماموران در تحقیقات خود پی بردند که قربانی حادثه از یک سال قبل با پسر دانشجویی از بستگان خود آشنا شده و به عقد او درآمده بود، اما هنوز زندگی مشترم خود را شروع نکرده بودند. در ادامه تحقیقات، خواهردختر جوان، آخرین نامه‌ای که از او مانده بود را در اختیار پلیس قرار داد.

در این نوشته دختر جوان ادعا کرده بود پس از عقد با دانشجوی جوان از او باردار شده ولی چون نامزدش حاضر به تشکیل مشترک نشده، بچه را سقط کرده است. از سوی دیگر به خاطر شرایط به وجود آمده و شکست در عشق، دیگر حاضر به زندگانی نیست و به حیات خود خاتمه می‌دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 23:26  توسط سیا   |